X
تبلیغات
توحید
توحید
مایه’سعادت 
 

اول:

خواب سه نوع است:

1.رؤياي صالحه يا خوابي نيكو كه مژده اي است از طرف خداوند براي بيننده ي آن ويك قسمت از چهل و شش قسمت نبوت پيامبران است .[بخاري ومسلم]

2.خواب ناپسند ونا خوشايند كه از طرف شيطان است وبراي مسخره كردن و آزار دادن بيننده ي خواب مي باشد .

3. خوابي كه ناشي از خيالات و تفكرات انسان و اعمال روزمره ي اوست. خوابهايي نيز كه به علت عادتهاي روزمره مي باشند در اين طبقه جاي مي گيرند مثلاً فردي عادت نموده است كه در ساعت معيني از روز غذا بخورد،اگر روزي برخلاف عادت در آن ساعت ،غذا نخورد وبخوابد ،ممكن است خواب غذا خوردن را ببيند ويا اگر در حالت بيداري غذاي زياد خورده باشد ،ممكن است در خواب ببيند كه استفراغ مي كند.

غير از اين سه نوع هر خوابي كه ديده شود، خوابهاي پريشان وباطل است و نمي توان آنها را تعبير نمود زيرا بر اساس قاعده ي مشخصي قرار نگرفته اند.دوم:

اگر خواب خوشايند ونيكو باشد،شايسته است كه بيننده ي آن چهار عمل زير را انجام دهد:

1.خداوند را به خاطر ديدن آن خواب سپاس گويد.

2.به ديگرا ن در مورد آن ،مژده دهد.

3.نزد هركس كه دوست دارد،آن را بيان كند.

4.پيش خود آن را به چيزي نيك و شايسته تعبير نمايد زيرا خواب بر اساس چگونگي تعبير آن تحقق مي يابد.سوم:

اگر خواب ناپسند وناخوشايند باشد،شايسته است كه بيننده ي آن هفت عمل زير را انجام دهد كه در صورت انجام دادن آنها ،از آن خواب دچار ضرر وزيان نمي گردد- اگر خداوند اراده كند-.

1.از شر اين خواب به خداوند پناه ببرد.

2.با سه بار گفتن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» از شر شيطان به خداوند پناه ببرد.

3.سه مرتبه به طرف چپ خود تف كند{بدون پرت كردن آب دهان.م}.

4.جهت خوابيدن خود را عوض كند.

5.نماز بخواند.

6.آن را نزد كسي بيان نكند.

7.نزد خود نيز آن را تعبير ننمايد.

دليل تمام موارد بالا احاديثي از پيامبر خدا(ص) مي باشند.

امام بخاري از ابوسعيد خدري روايت مي كند كه پيامبر خدا(ص) فرموده است:«اذا رأي احدكم رؤيا يحبها فانما هي من الله فليحمدالله عليها وليحدث بها و اذا رأي غير ذلك مما يكره فانما هي من الشيطان فليستعذ من شرها ولا يذكرها لاحد فانها لا تضره»يعني(هرگاه يكي از شما خوابي را ديد كه ازآن خوشش آمد ، آن از طرف خداست پس خداوند را بر آن سپاس گويد وآن را براي ديگران نيز بيان نمايد واگر خواب ناخوشايندي ببيند ،آن از طرف شيطان است پس از شر آن به خداوند پناه ببرد و آن را نزد كسي بيان نكند كه در اين صورت از آن خواب دچار ضرروزيان نمي گردد).

ترمذي نيز از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبر فرموده است : «اذا رأي احدكم الرؤيا الحسنة فليفسرها وليخبر بها واذا رأي الرؤيا القبيحة فلا يفسرها و لايخبر بها»يعني (اگر يكي از شما خواب خوبي را ديد آن را تعبير نموده ونزد ديگران با زگو نمايد و اگر خواب زشت و نا خوشايندي را ديد آن را تعبير نكند و نزد ديگران نيز بازگو ننمايد).

بخاري ومسلم از ابوسلمه روايت نموده اند كه گفت:«لقد كنت أري الرؤيا فتمرضني حتي سمعت ابا قتادة يقول وانا كنت أري الرؤيا تمرضني حتي سمعت النبي(ص)يقول الرؤيا الحسنة من الله فاذا أري احدكم فلا يحدث به الا من يحب واذا رأي ما يكره فليتعوذ بالله من شرها ومن شرّالشيطان وليتفل ثلاثاً و لا يحدث بها احداً فانها لن تضره» يعني (من خواب مي ديدم و به علت آن مريض مي شدم تا اينكه شنيدم كه ابوقتاده نيز كه همانند من به واسطه ي خوابهايش دچاربيماري مي گشته است،گفت كه از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود خواب نيكو از طرف خداوند است پس هركس آن را ببيند به جز نزد آنكس كه دوستش دارد ،آن را بازگو نكند و اگر كسي خواب نا خوشايند و نامطلوبي را ببيند پس از شر آن و شر شيطان به خداوند پناه ببرد و سه بار تف نمايد و آن را نزد كسي بازگو ننمايدكه در اين صورت از آن دچار زيان نمي گردد).و در روايت مسلم آمده است(اگر كسي خوابي مطلوب ونيك ببيندآن را مژده دهد ونزد كسي بازگو نمايد كه دوستش دارد).

امام مسلم از جابر روايت مي كند كه پيامبر(ص)فرمود:«اذا رأي احدكم الرؤيا يكرهها فليبصق عن يساره ثلاثاً وليتعذ بالله من الشيطان ثلاثاً وليتحول عن جنبه الذي كان عليه»يعني(اگر يكي از شما خوابي نا مطلوب و ناپسند را ديد،سه بار به طرف چپ خود تف نمايد وسه بار بگويد اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و از آن سمت كه خوابيده است روي برگرداند وبه سمت ديگر بخوابد).

و نيز امام مسلم از ابو هريره روايت نموده است كه پيامبرخدا(ص) فرمود:«فان رأي احدكم ما يكره فليقم فليصل ولا يحدث بهاالناس»يعني (اگريكي از شما خواب ناخوشايندي را ديد پس از خواب برخيزد ونماز بخواند و آن را براي كسي بازگو ننمايد).چهارم:

براي دست يافتن به تعبيري درست از خواب بايد به مراحل زير توجه نمود:

1.آن قسمت از خواب بايد تعبير شود كه داراي اهميت است و يا به امري واقعي اشاره دارد ويا براي تنبيه بيننده ي خواب ويا مژده اي براي او باشدو يا سودي دنيوي و اخروي در آن باشد.به قسمتهايي از خواب كه پريشان و نامفهومند و تعبير درستي ندارند ،نبايد توجه نمود.

2.براي تمام آن چيزهايي از خواب كه داراي اهميت مي باشند ،براي تعبير آن بايد در قرآن ،حديث پيامبر(ص)،قياس و تشبيه ، واژه شناسي و معني اسامي براي آن اصلي پيدا نمود.[ به اصل كتاب رجوع شود].تعبير خواب بر اساس اسامي و واژه شناسي

مثلاً اگر در خواب فردي را ببينيد كه اسمش «راشد» است، مي توان آن را به هدايت و راهنمايي به راه راست تعبير نمود زيرا راشد يعني كه كسي كه راه راست را در پيش گرفته است و بر همين اساس اگر اسم شخص «سالم »باشد به سلامتي و اگر «سعيد» باشد به خوشبختي تعبير شود.«عقبه » نام را به عاقبت كار،«نافع» نام را به سود و منفعت،«رافع»نام را به بلندي و رفعت ،«احمد» نام را به سپاسگذاري و«صالح»نام را به نيكوكاري تعبير نماييد.امام مسلم از انس روايت مي كند كه پيامبرخدا (ص) فرمود : «رأيت ذات ليلة كأنا في دار عقبة بن رافع،فأتينا برطب من رطب ابن طاب ،فأولة الرفعة لنا في الدنيا و العاقبة في ديننا و ان ديننا قد طاب»يعني (شبي در خواب ديدم كه در خانه ي عقبة بن رافع هستم و مقداري خرماي پاك ورسيده را برايمان آوردند. من اين خواب را اينگونه تعبير مي نمايم كه ما در دنيا به بلندي و رفعت دست مي يابيم و در دينمان نيز عاقبت به خير خواهيم شد زيرا دينما ن دين پاك ورسيده وكاملي است).

خواننده ي گرامي ،اگر شما خوابي را ديديد، سعي نماييد بر اساس مطالبي كه توضيح داده شدند،خود آنها را تعبير نماييد و اگر نتوانستيد خوابتان را با هيچ يك از موارد فوق تعبير نماييد،از كتابهاي تعبير خواب كه مورد اطمينان هستند، استفاده نماييد.

اكنون بعد از مشخص نمودن اصولي كه خواب بايد بر اساس آنها تعبير شود ـ قرآن ، حديث،قياس وتشبيه و واژه شناسي ـ نمونه هايي را بيان مي كنيم تا شما خواننده ي عزيز با توجه به آنها و بررسي تعبير آنها بر اساس اصول ياد شده ،بتوانيد تعبير روشني براي خوابهاي خود بيابيد . اين نمونه ها همگي تعابير ي هستند كه استاد تعبير خواب، «ابن سيرين» آنها ارائه داده است.نمونه ي اول : «حجاج بن يوسف» در خواب ديد كه دو كنيز از آسمان پايين آمده اند و او يكي از آنها را با خود برده و ديگري به آسمان برگشته است . تعبير اين خواب را از «ابن سيرين» پرسيدند و او نيز خواب را اينگونه تعبير نمود كه آن دو كنيز، دو فتنه اند و «حجاج» فقط به يكي از آنها خواهد رسيد ودر حقيقت نيز اينگونه شد؛آن دو فتنه ، فتنه ي «ابن اشعث» و فتنه ي «ابن مهلب» بود كه حجاج به فتنه ي «ابن اشعث» رسيد اما به ديگري نرسيد.

در اين خواب دو نشانه ي عمده وجود داشتند : اول، دو كنيز و دوم ،بردن يكي از آن دو كنيز توسط حجاج و باز گشت ديگري . در تعبير نشانه ي اول ،«ابن سيرين» از اصل حديث پيامبر (ص) استفاده نمود و زن را فتنه تعبير نمود زيرا پيامبر(ص)مي فر مايد:« ما تركت بعدي فتنة اضر علي الرجال من النساء» يعني( بعد از رفتنم ، هيچ فتنه اي را را زيان بخش تر از زنان براي مردان نمي يابم).بخاري و مسلم

براي تعبير نشانه ي دوم نيز از قياس وفهم خود استفاده كرده بود و گرفتن كنيز را رسيدن به آن فتنه تعبير نموده بود و در حقيقت تعبير خواب نيز همانگونه شد كه او پيش بيني نموده بود.نمونه ي دوم : مردي پيش ابن سيرين آمد و گفت با زني ازدواج نموده ام ، در خواب ديدم كه سياه و كوتاه قد شده است . ابن سيرين گفت سياهيش نشانه ي ثروت و مالداري اوست و كوتاه قد بودنش دال بر عمر كوتاهش مي باشد .در حقيقت اين خواب نيز اين گونه تحقق يافت ؛بعد از مدتي زن آن مرد دار فاني را وداع گفت و مرد صاحب ميراث زياد او شد.

در اين خواب نيز دو نشانه ي عمده وجود داشت :اول ،سياهي آن زن و دوم، كوتاه قد بودنش . در اين مورد ،ابن سيرين براي تعبير نشانه ي اول از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نمود زيرا در زبان عربي اگر يكي داراي پول و ثروت زياد باشد ،مي گويند : «لفلان سواد» يعني فلاني سياهي زيادي دارد.براي تعبير نشانه ي دوم نيز،ابن سيرين از تشبيه و قياس استفاده نموده بود و قد كوتاه زن را به عمركوتاهش تشبيه نموده بود ودر نهايت با كنار هم گذاشتن اي دو تعبير ،تعبير فوق را ارائه داده بود .نمونه ي سوم: عبدالله بن مسلم مي گويد : گهگاهي در مجلس ابن سيرين حاضر مي شدم و بعد از برخاستن از مجلس او به مجلس اباضيه ها مي رفتم[اباضيه ،گروهي گمراه از خوارج بودند كه رئيس آنان عبدالله بن اباض نام داشت] و با آنان نشست و برخاست مي كردم . شبي در خواب ديدم كه همراه با عده اي جنازه ي پيامبر (ص) با دوش خود حمل مي كردم .پيش ابن سيرين آمده ،خواب را برايش تعريف نمودم. ابن سيرين گفت : چرا با قومي نشست و برخاست مي كني كه مي خواهند آنچه را پيامبر(ص) آورده است ، دفن نمايند.

در اين خواب نيز دو نشانه وجود دارد :اول،جنازه ي پيامبر(ص) و دوم، حمل آن بر دوش و تصميم براي دفن آن .در تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين جنازه ي پيامبر(ص) را به راه وروش حقي كه آن حضرت آورده است، و نشانه ي دوم را به دفن واز بين بردن آن راه وروش قياس نموده است.نمونه ي چهارم : مردي نزد ابن سيرين آمد وگفت در خواب ديدم كه تاجي از طلا را بر سر م گذاشته ام. ابن سيرين گفت :از خدا بترس ، پدرت در غربت چشمانش را از دست داده است و از تو مي خواهد كه نزد او بروي. مرد به خانه برگشت وديد كه نامه اي از پدرش رسيده است كه در آن از كوري خود خبر داده و از پسرش خواسته بود كه نزد او برود.

در اين خواب سه نشانه وجود دارد :اول،سر ؛ دوم ،تاج و سوم ، طلا. براي تعبير نشانه ي اول ،ابن سيرين از اصل زبان و واژه شناسي استفاده نموده است زيرا سر به معني رياست و بزرگي نيز به كار مي رود و رئيس و بزرگ هر شخصي ،پدرش مي باشد.تاج از پوششهاي غير عربي است و سرزمين غير عرب نيز براي اعراب ،سرزمين غربت به حساب مي آيد و طلا نيز دليل بر از دست دادن بينايي مي باشد. از تعبير اين سه نشانه ، ابن سيرين تعبيري را ارائه داد كه راست از آب در آمد.

آنچه كه جاي تأ مل دارد اين است كه اين خوابها بر اساس تعبيري كه ابن سيرين براي آنها ارائه داده بود ،به وقوع پيوستند زيرا خوابها بر اساس تعبير آنها اتفاق مي افتند.حاكم از انس بن مالك روايت نموده است كه پيامبر(ص) فرمود :«ان الرؤيا تقع علي ما تعبر ومثل ذلك مثل رجل رفع رجله فهو ينتظره متي يضعها فاذا رأي احدكم رؤيا فلا يحدث بها الا ناصحاً او عالماً » يعني(خواب آنگونه كه تعبير مي شود ،اتفاق مي افتد و واقع شدن آن مانند كسي است كه پاي خود را برداشته است ومنتظر است تا ببيند كه چه وقت آن را روي زمين بگذارد.پس هر گاه يكي از شما خوابي راديد آن را به جز نزد عالم و يا ناصحي بازگو ننمايد ) .ابوداود، ترمذي و ابن ماجه نيز از ابو رزين عقيلي روايت نموده اند كه پيامبر (ص)فرمود ه است :«الرؤيا علي رجل طائر مالم تعبره فأذا عبرت وقعت.. .» يعني ( خواب اگر تعبير نشود چونان پرنده اي پرواز مي كند و به وقوع نمي پيوندد اما اگر تعبير شود ،واقع مي شود.. .) .

از اين رو لازم به ذكر است كه خواب تا آنجا كه امكان دارد وبدون زياده روي و عدول از حق ،بايد به شيوه اي پسنديده و خير تعبير شود و اگر اين امكان وجود نداشت ،تعبير ننمودن آن بهتر است.ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب بر بال پرنده ودر حال پرواز است؛ اما اگر تعبير شود ،مژده آور يا زيان بخش خواهدشد.

اگر بتوان براي خواب دو تعبير متفاوت ارائه داد ،بايد ديد كه كداميك بهتر و به اصول تعبيرخواب وتناسب واژه هانزديكتر است تا خواب آنگونه تعبير شود. المناوي در شرح«الفيه ي ورديه»از عده اي از بزرگان نقل مي كند كه فرموده اند :لازم وضروري است كه معبر خواب آرام و با حوصله باشد تا تعبيرش تعبيري درست وتمام باشد وبايد به كيفيت واژه ها وكلمات به دقت توجه نمايد وبتواند چيزهاي درست و با معني را از موارد بي معني و پريشان تشخيص دهد وبه دلايل واهداف آن خواب توجه كامل نمايد وسپس قوانين تعبير خواب را بر آنها تطبيق نمايد و اگر خواب داراي دو معنا بود ،آن معنايي را انتخاب نمايد كه تناسب بيشتري [با شرايط و احوال] داشته باشد .

ممكن است تعبير خواب در مورد بيننده ي آن واقع نشود و براي افراد خانواده،برادر،دوست و يا افراد نزديك تحقق يابد و اين زماني است كه امكان وقوع براي بيننده خواب وجود نداشته باشد.

پيامبر(ص) در خواب ابوجهل را ديد كه با وي بيعت نمود .در اين مورد ابو جهل به پسرش عكرمه تعبير شد كه در نهايت به پيامبر(ص) ايمان آورد و پيامبر (ص) فرمود اين تعبير خوابي است كه ديده بودم. پيامبر(ص) در خواب ديد كه اسيد بن عاص والي مكه شده است و در نهايت پسر اسيد والي مكه شد.

اگر تعبيرخوابي باعث بر ملا شدن عيب مسلماني گردد كه خداوند آن عيب را پنهان نموده است، بايد از فاش نمودن وبيان آن تعبير خودداري نموده و در صورت بيان آن بايد از نام بردن فرد مورد نظر اجتناب نماييد زيرا در اين صورت برادر مسلمانتان راغيبت نموده ودچار گناه شده ايد .ابن وردي نيز مي گويد : اگر خوابت بيانگر عيب مردم بود ،آن را پنهان دار و همواره آن وجه از تعبير را انتخاب نماييد كه بهتر و نيكوتر است.

بيان اين مطلب ضروري است كه خواب بايد متناسب با بيننده ي آن و درجه وپايگاه اجتماعي او تعبير شود . براي هر فرد آن تعبيري متناسب است كه با شرايط و احوال خود وي سازگار باشد . ممكن است خوابي براي شخصي رحمت و همان خواب براي ديگري زحمت و عذاب باشد . گويند روزي مردي از ابن سيرين سئوال نمود : در خواب ديدم كه اذان مي گويم ،تعبير آن چيست ؟ ابن سيرين در جواب گفت : به زيارت خانه ي خدا مي روي و فريضه ي حج به جاي مي آوري .بعد از مدتي شخصي ديگر دقيقاً همان سئوال را از ابن سيرين پرسيد واو نيز در جواب به آن مرد گفت : تو دزدي خواهي كرد و دستت را به خاطر آن قطع خواهند كرد .آناني كه شاهد آن دوماجرا بودند از ابن سيرين پرسيدند: چگونه براي يك خواب دو تعبير متفاوت نمودي ؟او نيز در جواب گفت :اولي مرد نيكو كار و خوبي بود و من نيز بر اساس اين آيه ي قرآن«و اذان من الله ورسوله الي الناس يوم الحج الأكبر»يعني(اين اعلامي است از سوي خدا وپيامبرش به همه ي مردم در روز بزرگترين حج)[توبه/3]،اذان را به رفتن به حج تعبير نمودم ،اما دومي مرد شرور و بدكرداري بود وبر اساس اين آيه از قرآن«اذن مؤذن ايتها العيرانكم لسرقون»يعني(ندا دهنده اي فر ياد زد اي كاروانيان شما دزديد)[يوسف/70] اذان گفتن وندا دادنش را به دزدي تعبير نمودم .

اگر بچه ي كوچكي خوابي را ببيند ،تعبيرش براي والدينش است و همچنين تعبير خواب برده براي اربابش و زن براي شوهرش مي باشد و همه ي اينها در صورتي است كه تعبير آن خواب متناسب شرايط خود آنها نباشد . ابن وردي در اين مورد مي گويد :خواب برده از آن ارباب است و آنچه را نيزكه زن در خواب مي بيند به شوهرش مي رسد .خواب بچه به والدينش بر مي گردد وهمه ي اينها درصورتي است كه خود اهل و شايسته ي تعبير آن خواب آن نباشند.

المناوي در مورد كيفيت تعبير چيزهاي عجيب وغريب و نا مشخص در شرح الفيه ي ورديه مي گويد :اگر اول خواب تا آخر آن براي شما معلوم باشد، تعبير آن ساده است اما اگربخشي از خواب مشخص و بخشي ديگر نامشخص و پريشان باشد،ابتدا قسمت معلوم آن را تعبير نماييد و بخش نامعلوم آن را بيشتر مورد بررسي و دقت قراردهيد ودر صورت امكان، آن بخش را به قسمتهاي كوچكتري تقسيم نماييد ودر صدد درك جداگانه ي آن قسمتها باشيد ودر صورت درك آنها ،تعبير مشخصي براي آنها ارائه دهيد و از مجموع آنها تعبيري كلي براي خواب ارائه نماييد.اگر درك وفهم خوابي برايتان امكان نداشت و يا خواب از نوعي باشد كه تاكنون ديده نشده باشد،بهتر است كه تعبير نشود تا اينكه خود واقع شود.

و نهايتاً اگر مي خواهيد كه بر تعبير خوابها آگاه شويد،سعي نماييد تا بر پايه هاي اساسي براي تعبير خواب آگاهي بيشتري پيداكنيد و براي هر چيز بتوانيد دلايل موجهي از قرآن وسنت ،معاني واژگان و اسامي و قياس وتشبيه بيابيد وبا كمك گرفتن از مجموع اين موارد و نيزبا توجه به شرايط و احوال بيننده ي خواب در صدد برآييد كه براي خواب تعبيري درست پيدا كنيد.

[ شنبه یکم مرداد 1384 ] [ 17:24 ] [ صلاح الدین توحیدی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

قرآن تنها راه نجات بشریت